ويژگيهاي انحطاط قبل از انقلاب اسلامي ايران
محمد علي ساروي
ويژگيهاي انحطاط جامعه ايران قبل از انقلاب اسلامي ايران چه بوده است؟
1. بيتوجهي به ارزشهاي ديني و مذهبي و مبارزه با هويت فرهنگي و باورهاي مردم؛ يکي از عوامل اصلي بروز انقلاب و سقوط رژيم شاه، تلاش در ناديده گرفتن و زير پا گذاشتن ارزشها و سنتهاي ديرين مذهبي بود. رژيم شاه به ارزشها، سنتها و معتقدات جامعه كه عميقاً ريشه مذهبي داشتند، نه تنها بياعتنا بود، بلكه به طرق مختلف سعي در از بين بردن ارزشهاي مسلّط بر جامعه و جايگزيني آنها با ارزشهاي بيگانه با جامعه داشت! «شاه به دنبال پدرش، تاريخ قمري را لغو و تاريخ شمسي را به رسميت شناخت و با اين كار، اهانت به شرع مقدس اسلام نمود و تاريخ شمسي را نيز به تاريخ شاهنشاهي مبدّل ساخت و سعي در تبديل تعطيلي روز جمعه به روز يكشنبه، احياي سنن زردشتي و يهودي و مسيحي و احياي خرافات»2، در اين راستا صورت گرفت.
2. گسترش فساد و ابتذال در جامعه؛ ايجاد مراكز فحشا و فساد در جامعه، بي بندو باري، استفاده ابزاري از زنان و استفاده از آنان در فعاليتهاي اجتماعي نامناسب، تشكيل مجالس عيش و نوش، تبليغ اعتياد به مواد مخدر و مشروبات الكلي و ايجاد مراكز قمار، برپايي جشنهاي سلطنتي مبتذل با هزينههاي گزاف و تبليغات بسيار در اين راستا صورت ميگرفت.3 اين مراسم پرخرج به منظور پيوند دادن هر چه بيشتر تاريخ ايران به دوران باستان پيش از اسلام «و ارضاي بخشي از خصوصيات رواني شخص شاه و تأمين منافع اطرافيانش و نيز ايجاد تصويري از ثبات و اقتدار براي دوستان خارجي وي بود؛ امّا اين برنامهها در تقابل كامل با روحيات، منافع و عقايد مردم بود و با تداوم اين برنامهها، نفرت و انزجار مردم نسبت به خاندان پهلوي به اوج رسيد».4
3. فساد دستگاه اداري كشور، «فساد و رشوه خواري بر سيستم اداري حاكم بود و بوروكراسي شديد سبب شده بود كه دستگاه اداري، كارآيي و توان اجرايي خويش را از دست داده، سبب نارضايتي مردم شود.
4. شكاف طبقاتي و فقدان عدالت اجتماعي؛ اگر چه با بالارفتن قيمت نفت، قدرت پولي و اقتصادي رژيم افزايش چشمگيري پيدا كرد، ولي عدم وجود برنامههاي عمراني و اقتصادي صحيح، بر نارضايتيها افزود. عقب افتادگي، محدوديت قشر عظيمي از مردم، نبود فضاي آموزشي و بهداشتي مناسب، بيسوادي، عدم حمايت از توليدات داخلي از شاخصههاي شكاف طبقاتي آن زمان بودند.
5. وابستگي كامل به بيگانگان؛ «تكية رژيم شاه به رضايت قدرتهاي بيگانه، به ويژه انگليس و آمريكا بود. نفوذ انگليس و به دنبال آن آمريكا در دستگاه اداري و نظامي و حتي پليس مخفي، عميق و غير قابل انكار بود و در واقع، شاه تاج و تخت خود را مديون آنها ميدانست و دوام و بقاي آن را نيز وابسته به حمايت آنها ميديد.5 به دنبال اصلاحات ارضي شاه، كه طرح آن توسط دولت آمريكا در زمان «كندي» ريخته شده بود، ايران از جهت تأمين مواد غذايي، وابسته به خارج گرديد. «اين وابستگي به بيگانگان، علاوه بر اين كه سبب تسلط بيگانگان بر منابع اقتصادي، به ويژه نفت شد، موجب شد قدرتهاي بزرگ، به ويژه آمريكا تلاش کنند تا از راه اشاعة فرهنگ مبتذل غربي و وارد كردن تكنولوژي و وسائل لوكس، زمينة انحطاط و گسترش سياست مصرفگرايي و وابستگي همه جانبه را فراهم نمايند».
اين ويژگيها سرانجام منجر به نارضايتي شديد مردم شد و انقلاب اسلامي با هدف احياي ارزشهاي اسلامي و تقويت تمدن اسلامي و ترويج اخلاق و معنويت، در جامعه شكل گرفت كه در برخي زمينهها، پس از انقلاب، موفقيتهاي شگرفي حاصل شد و در برخي زمينهها نياز به تلاش بيشتري است.
پي¬نوشت:
1. منوچهر محمدي، تحليلي بر انقلاب اسلامي، انتشارات امير كبير، تهران 1377، ص 86.
2. عبدالامير فولادزاده، شاهنشاهي پهلوي در ايران، كانون نشر انديشه اسلامي، قم 1369، ج 2، ص 75 و76.
3. ر.ك: مينو فرشچي، پشت پردة تخت طاوس، ترجمه حسين ابوترابيان، انتشارات اطلاعات، تهران 1374، ص 110 - 179. شاهنشاهي پهلوي در ايران، ج 1، ص 203 - 319.
4. جواد منصوري، سير تكويني انقلاب اسلامي، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، تهران 1375، ص 234 ـ 235.
5. تحليلي بر انقلاب اسلامي، ص 68.
