سينما و صهيونيسم
سيد غلامحسن خاکزاد
بازخواني يک واقعه
آنها بسياري از بازيگران، تهيه کنندگان و فيلم سازان را به جرگه خويش ميخوانند؛ تا موافق ايشان گردند و اظهار مخالفت عملي يا اعتقادي نداشته باشند.
سياستمداران به هنرمندان اهميت ميدهند و آنها از هنرمندان استقبال کرده، با آنها گپ ميزنند. اينها همه نشان ميدهد که اسرائيل اهميت زيادي براي ستارگان سينما قائل است.
در همين راستا تعدادي از بازيگران و هنرمند مخالفشان را تهديد يا طرد کردهاند؛ مانند تهديد جين فوندا يا تقبيحي که بر نگاه ضد صهيونيستي چارلي چاپلين داشتند. چاپلين، يک يهوديزاده بود که نقش يهودي سرگردان را بازي ميکرد. صهيونسيتها تفکرات او را نميپسنديدند و او را کنار گذاشتند.
چارلز اسپنسر چاپلين، يهودي زاده فقيري بود که دوران کودکي را در عسرت و تنگدستي گذراند و در نخستين سالهاي شکوفايي سينما در آمريکا، با تکيه بر خلاقيت و استعداد فردي خود به اوج قله شهرت و افتخار فراز آمد. او به عنوان يک هنرمند يهودي، در اکثر نقشهاي سينمايي آغازين خود، تصويري بديع و جذاب ازيک يهودي سرگردان را به تماشا گذاشت و اين همان الگوي مطلوب سياستگذاران هاليوود محسوب ميشد. چارلي چاپلين به تدريج به محبوبترين هنرمند تاريخ سينما تبديل شد و تهيهکنندگي آثارش را خود بر عهده گرفت و اين مجال براي او پديد آمده که پس از ساليان متمادي به دل مشغوليهاي خويشبپردازد و فارغ از نظام مافياي حاکم بر هاليوود، حرف دل خود را بهزبان تصوير بيان کند؛ ولي لابي صهيونيسم در هاليوود، اين روال را نميپسنديد و از همين جا بود که دشمني با او آغاز شد.
چارلي چاپلين، هنرمند محبوب مردم که پيش از اين در اکثر آثار خود به عنوان يک فقير خانه به دوش، تمثيلي از مظلوميت جهانييهوديان بود، از قالب يهودي سرگردان بيرون آمد و در نقشهايي متفاوت - همچون انساني ماشيني، ثروتمندي
عياش ياديکتاتوري زورگو - نظام ارزشي غرب را به سخره گرفت و اين روالي نبود که صهيونيستهاي هاليوود آن را تحمل کنند. سرانجام، ماشين سانسور هاليوود به کار افتاد و چاپلين را نيز همچون بسياري ديگر از هنرمندان مستقل هاليوود (به جرم واهي کمونيست بودن)، براي هميشه از عرصه بازيگري کنار گذاشت. چاپلين ناگزير به اروپا رفت و همزمان با ترک هاليوود، بازگشت او به آمريکا، ممنوع اعلام شد و اين گونه بود که پرونده هنري مشهورترين بازيگر يهودي تاريخ سينما به جرم عدم تمکين از مرام صهيونيسم بينالملل، براي هميشه بسته شد و او واپسين سالهاي عمر خود را در عزلت و گمنامي سپري کرد.
او به اروپا رفت و به همين خاطر، بازگشت او به آمريکا ممنوع شد و در عزلت مرد؛ حتي گفته شده که کارگردانان و بازيگران يهودي با عمل جراحي پلاستيک بيني، سعي در ساختن چهره اي سمبوليک از يهوديان را داشتهاند.
هيچ کس از فيلمهاي فارنهايت 11/9 و السالوادور استقبال نکرد؛ اما فيلم مونيخ که فلسطينيها را تروريست نشان ميداد، به همراه حمايت جنرال الکتريک، مورد استقبال قرار گرفت.
تشکيل کميته عالي سينما
اين کميته وظيفه داشت براي توليد فيلمهاي سينمايي و جذب ستارگان بزرگ سينما، برنامهريزي کند و وظيفه خارج کردن فيلمهاي خوب عربي از جشنوارههاي بين المللي و آزار و اذيت هنر پيشگاني که از قضيه فلسطين و حقوق اعراب در لبنان و جولان طرفداري ميکنند نيز بر عهده اين کميته گذاشته شد؛ از جمله اين هنرپيشگان، ميتوان به آلن دلون، ژان پل بلموند از فرانسه، سوفيا لورن از ايتاليا، اماتامسون از انگلستان، کوين کاستنر از آمريکا، ايزابل اجاني از فرانسه اشاره کرد. لازم به ذکر است که اسپيلبرگ، جزء کميته عالي سينماي اسرائيل است.
سيطره جشنواره بين المللي فيلم
1. جشنواره کن؛
صهيونيستها سالها در صدد تسلط بر فعاليتهاي اين جشنواره بودهاند و حتي مناحم جولان که وابسته به گروههاي تروريستي صهيونيستي است و به دشمني با اعراب شهرت دارد، به رياست کميته داوران جشنواره کن منصوب شد.
2. جشنواره برلين؛
در جشنواره برلين، صهيونيستها سعي کردند نفوذ خويش را اعمال کنند؛ دوازده فيلم صهيونيستي در سال 1995م. در اين جشنواره پخش شد و رئيس جشنواره، يک اسرائيلي بود. فيلم سحر يکي از اين فيلم ها بود که بر ضد اعراب ساخته شد و جوايزي هم گرفت.
مديريت فکري حاکم بر سينماي هاليوود
مديريت سينماي هاليوود در يک شخص يا چند نفر، خلاصه نميشود و همين مسئله باعث شده که سيطره نامرئي صهيونيسم بر صنعت سينما، بسيار پيچيده باشد. در هاليوود، کارگردانان و مديران اصلي، ناشناختهاند؛ اما ميتوان آنها را اصحاب کمپانيها، نومحافظه کاران و يهوديها دانست. بنابراين، به راحتي نميتوان به اتاق فکر آنها دست يافت. مديريت اصلي اين فيلمها در دست تهيه کنندگان و اسپانسرهاي آنهاست. آنان حتي ژانر فيلم را ميتوانند بر کارگردان تحميل کنند.
فروش فيلمهاي سينمايي هاليوود، رونق ديگر سينماها را از کار انداخته است. ابزار قدرت ايشان؛ تکنيکهاي بسيار پيشرفته، همراه با محتواي سکس، خشونت و ترس است. از اين رو، اگر سينمايي در هر جاي جهان بخواهد با آنها مبارزه کند، بايد اين محتوا را بگنجاند و با آن رودر رو شود.
براي اين که جهان به يک دهکده جهاني تبديل شود، بايد بسياري از مؤلفه ها با اين موضوع تطبيق داده شوند و ملت هاي ديگر، پذيراي اين نوع لومانيست شوند.
هاليوود خود بزرگ ترين مروج اين نوع تفکر و به بلندگوي آنان، تبديل شده است؛ تا به راحتي تمام افکار و عقايدشان را تا دورترين شهرها و روستاها نشر و گسترش دهند.
هاليوود امروز
هاليوود در اواخر دهه هشتاد، جهان را به سمت فرهنگ خشونت، ابتذال و اباحه گري جهت دار سوق داد و فيلمهاي هرزه و جنسي را بر روي پرده برد و در ادامه به بحثهاي خطرات هستهاي پرداخت، تا صهيونيسم مسيحي، بحران را به جامعه مسلمانان بکشاند و به سوي فيلمهاي آخرالزماني روي آورد.
همه آمريکاييها بعد از 11 سپتامبر ميگفتند: اين حادثه چقدر شبيه فيلمهايي است که قبلاً ديديم؛ پس چرا مردم در آخر آن بلند نميشوند؟
از آن پس، اکثر فيلمها، با هدف ضد تروريستي ساخته شد که در آن نوعي ترس به مردم القا ميشد و برتري تمدن غرب بر شرق و حفظ جهان از خطر نابودي و تحريف تاريخ جهان، به ويژه جهان اسلام و نبرد آخرالزمان در دستور کار هاليوود قرار گرفت. آرماگدون، روز استقلال و ماتريکس، نمونههايي از اين فيلمها ميباشند.
انديشههاي فراماسوني و صهيونيسم در جامعه اسلامي نفوذ کردهاند. اين انديشهها در پي تحريف قرآن و تطبيق روايات با احکام فيزيکي و ناسوتي هستند و انقلاب اسلامي، گامي براي رويارويي و مقابله با اين تفکرات است.
