براى كسى بمير كه برايت تب كند  

شماره 15 - آذر 1382

موضوع :راه و روش

جواد محدثي

ارسال برای دوستان

   
اگر «دوست‏يابى» و «نفوذ در دل‏ها» را هنر به شمار آورده‏اند، چندان هم بى‏حساب نيست.
مهرورزى به ديگران، آميخته به ايثار و از خودگذشتگى و نديدن «خود» و برگزيدن «ديگرى» است.
آنكه اسير «خودخواهى» است، نمى‏تواند دوست‏دار ديگران باشد. در نتيجه، خودخواهان مغرور و خودپسندان متكبر، از راه‏يابى به دل مردم محروم‏اند واز چشيدن شهد محبوبيّت، ناكام.
«صحبت يارانِ يكدل، كيميايى ديگر است.»
اين كيمياى محبت، صفا بخش زندگى نيز مى‏شود و آنان كه از آن بى‏بهره‏اند، دچار زندگى‏هاى سرد و بى‏روح‏اند.


دوست گزينى‏
اگر كسى از رذيله خودخواهى دور باشد، نياز زندگى جمعى او را به «دوست گزينى» و معاشرت با ديگران مى‏كشاند. گامى از او و گامى از ديگرى، رابطه‏ها را كمتر مى‏كند و دو روح با هم الفت مى‏گيرند و پيوند دوستى صورت مى‏گيرد.
ولى... چه كسى شايسته دوستى است؟
براى دوست گزينى، چه ملاك‏هايى را بايد در نظر گرفت؟
دوست خوب كيست و چه شرايطى دارد؟
اين‏ها نكاتى است كه در شكل‏گيرى يك «مودّت صالح» و «دوستى ارزشمند» و «رفاقت پايدار»، نقش ايفا مى‏كنند.
بدون آزمايش، نبايد دوستى برگزيد و طرح رفاقت و صميميت با كسى ريخت.
به قول پروين اعتصامى:
پروين! نخست زيور ياران، صداقت است‏
بارى، نيازموده كسى را مدار دوست‏
پس صداقت يك معيار است. اين نكته در رهنمودهاى پيشوايان دينى هم فراوان به چشم مى‏خورد. از رفاقت با انسان‏هاى دروغگو، لاف زن، ريا كار، دو رو و نفاق پيشه، كه در برابر به گونه‏اى سخن مى‏گويند و عمل مى‏كنند، ولى پشت سر، گفتار و رفتارشان به گونه ديگرى است، نهى شده‏ايم. خوشا آنان كه اين حكمت ژرف را به كار مى‏ببندند.
اى جان فداى آن كه دلش با زبان يكى است.
معيار ديگر، حفظ دوستى در شدايد و گرفتارى‏ها است. دوستى كه در حال رفاه و راحت و برخوردارى دم از دوستى مى‏زند، اما هنگام نياز و گرفتارى، بى‏اعتنايى مى‏كند و راه خود را كج مى‏كند و صورت خويش را به طرف ديگر مى‏گيرد، شايسته رفاقت نيست.
«براى كسى بمير كه برايت تب كند.»
از سخنان امام على(ع) چنين بر مى‏آيد كه بايد با كسى دوست شد كه دانا باشد، اهل خرد و منطق باشد، خدا ترس و پروا پيشه باشد، نيكى و احسان را خصلت خويش قرار دهد، صادق و امين باشد، در سختى‏ها رهايت نكند، پشت سرت حافظ آبرويت باشد، آنچه را براى خود مى‏پسندد براى تو هم بپسندد.
اين معيارها، ملاك‏هاى ارزشمندى از «دوست گزينى» است، به شرط آن كه به كار بسته شود.


تقويت محبّت‏
همه دوست دارند كه رابطه‏هاى دوستانه، دوام يابد، ريشه دارتر شود و دچار گسست نگردد. ولى تچگونه؟ راه تقويت علاقه و محبت و دوستى چيست؟
«ابراز محبّت» يكى از روش‏هاست. به فرموده امام صادق(ع): وقتى كسى را دوست دارى، دوستى‏ات را به او بگو، چرا كه اين كار موجب ثبات و تقويت محبّت مى‏شود.»
«احترام و ادب»، گام ديگرى است. حيثيت براى همه مهم است و هر كس دوست دارد نزد ديگران موقعيّت و احترام داشته باشد و از بى‏حرمتى و تحقير ناراحت مى‏شود.
برخوردهاى احترام‏آميز و مؤدّبانه، مايه افزايش پيوندهاى قلبى و تقويت دوستى هاست.
اين ادب، ميدان‏هاى گسترده‏اى دارد: در حرف زدن، صدا كردن، جواب دادن، سؤال كردن، هم غذا و همسفر شدن، نشست و برخاست و معاشرت و... خود را نشان مى‏دهد. آن را دست‏كم نگيريم.
«گوش دادن» و آمادگى و علاقه نشان دادن براى شنيدن حرف‏هاى طرف، توجه و محبت او را هم جلب مى‏كند. گاهى بايد سنگ صبور حرف‏هاى دوست و درددل‏هاى ديگرى شد. كم طاقتى و بى‏حوصلگى در گوش دادن به حرف‏هاى ديگران، مايه كاهش علاقه آنان مى‏گردد و نشانه نوعى خودپسندى است.
«هديه دادن» عامل ديگرى براى تقويت دوستى است. سوغات سفر و ارمغان و هديه، دل‏ها را نسبت به هم مهربان‏تر مى‏كند، چه رابطه‏هاى دوستانه باشد، چه ارتباط خانوادگى و فاميلى.
طبعاً هر چه مهر و علاقه بيشتر باشد، هديه هم ارزشمندتر خواهد شد، چون سمبلى از همان دوستى و علاقه است. ديگران هم هدايا و تحفه‏ها را به حساب دوستى مى‏گذارند و نشانه محبّت مى‏شمارند.
«زبانِ تشكر»، روشى ديگر در تقويت دوستى است.
بعضى تنها زبانشان به انتقاد و عيبجويى مى‏چرخد. برخى هم خوب مى‏توانند زبان سپاس و تشكر به كار گيرند و از خوبى‏ها و ارزش‏ها و خدمات و محبت هاى ديگران تشكر و قدردانى كنند. آن كه زبان شاكر دارد، محبوبيّت مى‏يابد، هم نزد خدا، هم نزد خلق خدا.
بر زبان آوردنِ خوبى‏هاى ديگران، نوعى سپاس است.
به فرموده حضرت رسول: «بهترين برادران تو كسى است كه خوبى و نيكى تو را نسبت به خودش بر زبان آورد.»
البته بايد مواظب بود كه ستايشگرى و قدرشناسى، به «تملق و چاپلوسى» كشيده نشود، كه بسى زشت و نكوهيده است.
عوامل ديگرى هم هست كه دوستى‏ها را مى‏ا فزايد، مثل: سازگارى و تحمل، پوزش پذيرى، پاسخ خوب براى رفتار بد، خيرخواهى و دلسوزى، مهمانى و ضيافت،
ديد و بازديد و تفقد و احوال پرسى، خوشحال كردن دوست، احترام به آراء و نظرات او، خوش زبانى و تواضع و...كه شرح و تفصيل آن‏ها از حوصله اين گفتار بيرون است.


بر هم زننده دوستى‏ها
براى تقويت و ثبات و استمرار دوستى‏ها، هم بايد به عوامل تقويت كننده توجه داشت، هم عوامل قطع كننده يا سست كننده اين پيوند را شناخت و از آن پرهيزكرد.
چه كنيم كه با سست شدن محبت‏ها روبه رو نشويم؟
بدگويى و عيبجويى، سبب مى‏شود دوستان خود را از دست بدهيم.
تندخويى و بداخلاقى نيز، ديگران را از دور و بر ما پراكنده مى‏سازد.
توقّعات زياد و گله‏مندى به خاطر هر چيز كوچك و كم اهميت نيز، صفاى دل‏ها را از ميان مى‏برد.
كم ظرفيتى، دروغگويى، صداقت نداشتن، ريا كار بودن، تفاوتِ ظاهر و باطن و گفتار و كردار، محبت ديگران را زايل مى‏كند.
ناسپاسى و قدر نشناسى نيز رشته محبت را مى‏گسلد.
ترك كردن دوستان در شدايد و گرفتاريها، شكست خوردن در «امتحان دوستى» است.
كسى مريض شد و مدتى بسترى بود. مى‏گفت: خدا را شكر، خوب شد كه مريض شدم و روى تخت بيمارستان افتادم. گفتند: چرا؟ گفت: براى اين كه در اين مدّت، دوستان واقعى خود را شناختم. بعضى با همه ادعاهايى كه داشتند، حتى يك بار هم نشد به ديدنم آيند، يا حال مرا بپرسند!
بدبينى و سوء ظنّ، از مهمترين عوامل گسست رفاقت‏هاست. تا مى‏توان خوشبين بود، چرا زهر تلخ بدبينى را در جام دوستى‏ها بريزيم و رابطه‏ها را تلخ سازيم و دل‏ها را نسبت به هم، چركين؟
در روابط خانوادگى، گاهى يك سوء ظنّ، رشته خانواده را از هم مى‏گسلد و تا مرز طلاق يا دعوا و مناقشات هم پيش مى‏رود.
«حسد»، عامل ديگر قطع دوستى‏هاست.
حسودان از چشم‏ها مى‏افتند و رشك ورزى به داشته‏ها و موفقيت‏هاى ديگران، چه بسا دوستى‏ها را به دشمنى تبديل مى‏كند.
«خُلف وعده» كه نوعى «بى‏وفايى» است، عامل ديگرى در به هم خوردن رفاقت‏هاست.
«برخورد متكبرانه» نيز يكى از اين عوامل است.
بارى... دوست داشتن يك «هنر» است و حفظ دوستى، هنرى مهم‏تر.
امام على(ع) فرمود: ناتوان‏ترين افراد كسى است كه نتواند براى خود دوستى فراهم آورد، و ناتوان‏تر از او كسى است كه نتواند دوستان خود را نگه دارد!

تعداد مراجعه   3045   بار
   
مطلب فوق را چگونه ارزیابی می کنید؟    عالی خوب   متوسط