![]() |
||||||
|
||||||
| ||||||
|
ارسال برای دوستان | ||||||
|
به سمت فرصتها بشتاب! ترجمة نامة سي و يكم نهجالبلاغه (قسمت ششم) وصيت امام علي عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام؛ پس از بازگشت از جنگ صفين فاطمه شهيدي فرزندم! دور و بر خوبان بگرد تا از آنان شوي و از اهل شر فاصله بگير، تا از آنان جدا باشي. مال حرام، بد لقمهاي است و زشتترين ظلم، ظلم به ناتوان است. خيلي داروها، خودشان دردند و خيلي دردها، دارو و مداوايند. خيلي وقتها، يكي كه انتظار نداري ناصح و خيرخواه باشد، نصيحت خوبي ميكند؛ ولي يكي كه ناصح حسابش ميكني، خيانت ميكند. نكند به آرزوها تكيه كني كه آرزو، سرماية آدمهاي احمق است. عقل، حفظ و به خاطر سپردن تجربههاست و بهترين آنها، تجربهاي است كه تو را پندي ميدهد. به سمت فرصتها بشتاب؛ قبل از اين كه از دست روند و به اندوه مبدل شوند. اين طور نيست كه هركس چيزي ميخواهد، به آن برسد يا آن چه نيست، باز گردد. اين كه توشهات را ضايع و آخرتت را خراب كني، يك جور تبهكاري است. هر كاري، عاقبتي دارد. همين امروز و فرداست كه تقدير تو فرا برسد. بازرگان، در خطر است. خيلي داراييهاي كم هستند كه از دارايي بسيار هم بركت بيشتري دارند. يار و ياور پست و دوست متهم، فايدهاي به حال آدم ندارند. تا روزگار در برابرت رام است و از آن بهره ميبري، آسان بگير و به اميد چيزهاي بيشتر، خطر نكن. نكند بگذاري مركب لجاجتت چموشي كند و تو را با خود ببرد. با دوست، خودت را وادار كه اين گونه باشي: از تو بريد، وصل باش. از تو رو گرداند، به او رو کن. با تو بخيل بود، بخشش كن. از تو دور شد، نزديک برو. با تو تندي كرد، نرم باش. بدي كرد، عذرش را بپذير. انگار بندة اويي و دوست، ولينعمت توست. نكند اين نرمي و وصل را در حق آن که شايسته نيست، يا جايي غير جاي خودش، انجام دهي. با دشمن دوستت، دوست نشو که اين، دشمني در حق دوست است. دوست در هر موردي كه با تو مشورت ميكند، خوب يا بد، صادقانه خير او را بخواه. جرعه جرعه، خشم خود را فرو ده. من شربتي با پاياني اين همه شيرين و ته مزهاي اين همه گوارا، نديدهام. با آن كس كه با تو تندي ميكند، نرمي كن كه خيلي زود، با تو نرم خواهد شد. نسبت به دشمن، با گذشت و فضيلت رفتار كن كه اين، از هر دو نوع پيروزي، شيرينتر است. اگر از دوستت جدا ميشوي، رشتهاي از دوستي را بگذار بماند؛ تا اگر روزي خواست، با همان رشته، به دوستي برگردد. اگر كسي به تو خوشبين است، تو كاري كن تا واقعاً خيالش درست از كار درآيد. حق دوستت را روي حساب رفاقتي كه بينتان است، ضايع نكن. كسي كه حقش را ضايع ميكني، ديگر دوستت حساب نميشود. نبايد به فاميل و خانوادهات، كمتر از آدمهاي ديگر توجه كني. به كسي علاقهمند نشو كه هيچ از تو خوشش نميآيد. جوري نباشد كه هر اندازه دلت ميخواهد، دوستي ادامه پيدا كند؛ پيش از آن كه دوستت بخواهد دوستيتان تمام شود. جوري نباشد او در بدي كردن، تواناتر از تو در خوبي كردن باشد. ظلم هر كه به تو ظلم ميكند، به نظرت بزرگ نيايد؛ چون او دارد به سود تو و به ضرر خودش كار ميكند. پاداش يكي كه تو را خوشحال كرده، بدي كردن نيست. تعداد مراجعه 350 بار |
||||||
| مطلب فوق را چگونه ارزیابی می کنید؟ عالی خوب متوسط | ||||||