خدا به كدام دل نزديك‏تر است؟  

شماره 24 - شهریور 1383

موضوع :راه و روش

جواد محدثي

ارسال برای دوستان

   
بيا به زمزمه ياد يار، دردل شب‏ها
درون تيره خود را چو روز، روشن كن
بيا سحرگاهان
خزان خسته دلى را
به عطر «ياد» و شميم «دعا» چو گلشن كن
تو را كه مانده چنين بى‏پناه و دل‏گيرى
به جز خداى جهان، هيچ تكيه‏گاهى نيست
به پيش پاى تو،
اى اشتياق سبزوجوان،
به جز نيايش و راز و نياز، راهى نيست.1
***
چگونه انسان، اين «بى‏نهايت كوچك» مى‏تواند با آفريدگار هستى، آن «بى‏نهايت بزرگ» رابطه برقرار كند و اين پيوند، او را از خاك تا افلاك ببرد؟
چگونه اين «هيچ» به آن «همه» متصل مى‏شود؟
آيا جز «دعا و نيايش»، راهى براى اين پيوند هست؟
دعا چيست؟ شرايط آن كدام است؟ استجابت دعا يعنى چه؟ پيدا كردن «حال» در دعا چگونه به دست مى‏آيد؟ به چه زبانى بايد دعا كرد؟ نيايش چه تأثير روحى و معنوى بر زندگى ما دارد؟ و... سؤالاتى از اين دست بسيار است.
مى‏دانيم كه دعا، تنها خواندن جملاتى و باز خوانى متنى، بى‏حضور دل و بى‏كشش روح نيست. يعنى خواندن الفاظ نيست، بلكه خواستن از عمق جان است. اگر دعا از جان سوخته و عطشناك برآيد، «اجابت» خدا، آب گوارايى بر عطش سوزان دل سوختگان است.
بايد اجازه داد تا پاى اشك، از جاده دل عبور كند. بايد گذاشت وقتى آسمان دل مى‏گيرد، باران اشك جارى شود.
بايد گذاشت وقتى حالت اضطرار و نياز و طلب و درماندگى دست مى‏دهد، عنان سخن به دست دل داد، تا صميمانه با خدا حرف بزند و مثل يك كودك، زار بزند، اشك بريزد، با اصرار بخواهد و يقين داشته باشد كه اين پاى بر زمين كوبيدن و اشك و التماس داشتن، موجب بر آمدن حاجت مى‏شود و گريه، سلاح نيايش‏گر است و اميد، سرمايه اوست... «ارحم من رأس ماله الرّجاء و سلاحُه البكاء...)2 بايد كارى كرد تا چشمه «ربّنا» از دل بجوشد و بر كوير سينه‏هاى سوزان جارى شود و دشت عطش را سيراب كند.
***
چگونه مى‏توان «حس دعا» پيدا كرد؟
اگر «احساس نياز» از سويى و «قدرت رفع نياز» ازسوى ديگر باشد، اگر «ابراز حاجت» از طرف بنده و «درخواست دعا» از سوى خدا باشد، آن چه اين دو سو را به هم وصل مى‏كند، «نيايش» است. هر چه انسان فقر و نياز خويش را بيشتر بشناسد، و هر چه به قدرت و رحمت الهى آگاه‏تر باشد، حسّ دعا بهتر به دست مى‏آيد.
يك ذرّه ز فقر خويش، ابراز كنيم
چندان كه خدا غنى است، ما محتاجيم
احساس بى‏نيازى، طغيان و روى گردانى مى‏آورد. قرآن كريم مى‏فرمايد: انسان همين كه خود را غنى و بى‏نياز حس كند، سر به طغيان و گردن كشى مى‏گذارد؛ «انّ الانسانَ ليطغى، ان راه استغنى».3 و هر چه فقر و نياز خود را بيشتر حس كند و سررشته كارها را به دست معبود ببيند، كشش به سوى خدا بيشتر خواهد بود. باز قرآن كريم مى‏فرمايد: اى مردم! شما همه نيازمند خداونديد و او بى‏نياز و ستوده است: «يا ايها الناس انتم الفقراء الى اللَّه و اللَّه هو الغنى الحميد».4
تنها نيازمندى و وابستگى انسان به خدا كافى نيست، درك اين‏كه بنده، نيازمند و وابسته است، برانگيزاننده آن «حس دعا» است.
بايد حجاب بين بنده و خالق كنار برود، امّا چگونه؟
غرور، خودخواهى، تكبّر، بى‏اعتنايى، طلب‏كارى، قساوت دل، يأس و نوميدى همه به نوعى «حجاب» به شمار مى‏رود. بر عكس، حالاتى همچون شكسته‏دلى، تضرّع، زارى، اصرار، گريه، خشوع، اميد، اضطرار، التجا، پناه آوردن، يقين به اجابت، خسته‏نشدن از طلب، رقّت قلب و... پرده‏ها و حجاب‏ها را كنار مى‏زند. سفارش حضرت رسالت چنين است: آن گاه كه رقّت دل حاصل شد، دعا را غنيمت شماريد، كه رحمت خداست: «اغتنموا الدعاء عند الرقه، فانها رحمه».5
***
خدا به كدام دل نزديك‏تر است؟
نجواى كدام نيايش‏گر از بام خانه تا ملكوت خدا بالا مى‏رود؟
در كوى ما شكسته دلى مى‏خرند و بس
بازار خودفروشى از آن سوى ديگر است
اين حديث قدسى كه: «انا عند المنكسرة قلوبهم» (من نزد شكسته دلانم)، اشاره به اين حقيقت است كه:
افتادگى آموز اگر طالب فيضى
هرگز نخورد آب، زمينى كه بلند است
به روايت فرزانگان از سيره خاتم پيامبران، آن حضرت هرگاه كه دعا و نيايش مى‏كرد، مانند بينوايى كه دست نياز و طلب گشوده و غذا مى‏خواهد، دست خود را به آستان خدا بلند مى‏كرد.6 و همين حالت نياز و درماندگى است كه رحمت را نازل مى‏كند و نگاه عنايت خدا را به سوى نيايش‏گر بر مى‏گرداند و «رفعت»، در همين «فروتنى» است و «عزّت» در سايه همين «تواضع»!
«الهى! ماندگان را چراغ راهى، راندگان را ملجأ و پناهى. اگر راه دهى و راه به بارگاه دهى، از ديدگان، اشك شوق ريزد و شوقت شور دعا برانگيزد. دست نيازمان به آستانت فراز آيد، و دل رميده به سويت باز آيد. الهى، چنان كن كه بسته گرديم و خسته نگرديم، خسته گرديم و از تو بر نگرديم...».7
***
دعا، اقبال بنده به درگاه خداوند است و اجابت، اقبال خداوند به بنده است. اگر مفهوم دعا و اجابت در دل جاى گيرد، حالت دعا و نيايش پديد مى‏آيد. چه سعادتى بالاتر از اين‏كه يك «بنده» مورد عنايت «مولى» قرار گيرد و خدا صدايش را بشنود و خوشش آيد و جواب بدهد و گاهى جواب دادن را طول دهد تا بيشتر صداى نجوا و نيايش بنده را بشنود.
پس از تأخير استجابت نبايد چندان نگران و نااميد شد. گاهى صلاح بنده را مولى بهتر مى‏داند. گاهى هم تأخير از آن جهت است كه در حديث آمده است: «گاهى خداوند، اجابت دعاى مؤمن را به تأخير مى‏اندازد، چون مشتاق دعاى اوست و مى‏فرمايد: صدايى است كه دوست دارم آن را بشنوم».8
چه مى‏دانيم؟ شايد هم، دعا از صميم دل و از روى خلوص نيّت نيست و و شرايط استجابت در آن فراهم نيست. مگر دعا از دل غافل و زبان ياوه‏گو و نيّت آلوده و نيايش‏گر رياكار را آن اندازه اثر است كه به آسمان رود و به آستان خدا رسد؟!
به هر حال، حال را هم بايد از خدا خواست، كه «محوّل الاحوال» است.
«هم دعا از تو، اجابت هم ز تو».
در حديث امام‏على عليه‏السلام است: خشكيدن اشك از چشم‏ها، نتيجه قساوت دل است و قساوت دل‏ها نتيجه زياد شدن گناهان: «ما جفّت الدموع الا لقسوة القلوب، و ما قست القلوب الا لكثرة الذنوب».9
عصيان و گناه، پرتگاه دل ماست
مسدود به روى عقل، راه دل ماست
خشكيدن اشك گريه از چشمه چشم
گوياى سقوط پايگاه دل ماست 10
***
پس چگونه بايد دعا كرد؟ آداب دعا چيست؟
رهنمودهاى اولياى دين در اين زمينه بسيار است. برخى از «آداب دعا» از اين قرار است:
1. مداومت و پيوستگى در دعا، يعنى هميشه، همه جا، در هر حال، درغم و شادى، در راحت و رنج، در فقر و دارايى، در پيرى و جوانى، در بيمارى و تندرستى، در شدّت و و رخا.
2. پرهيز از گناه، چرا كه گاهى گناهان مانع اجابت دعا مى‏شود: «اللهم اغفرلى الذّنوب التى تحبس الدعا».11
3. دعاى دسته‏جمعى و آمين گفتن گروهى از مؤمنان، چهل نفر يا كمتر. روايت است كه هرگاه براى امام باقرعليه‏السلام مشكلى پيش مى‏آمد، زنان و كودكان خانواده را جمع مى‏كرد و دعا مى‏كرد و آنان آمين مى‏گفتند.12
4. دعا به نام‏هاى نيك خدا و ستايش و حمد و ثنا پيش از دعا، چرا كه هر نامى‏كليد درى از رحمت‏هاى الهى است و هر اسمى خاصيّتى دارد. ستايش الهى شرط ادب پيش از عرض حاجت است.
5. بازگو كردن حاجت‏ها و بر شمردن نيازها، هر چند كه خداوند داناى همه چيز است و هم نامه نانوشته مى‏خواند و هم اسرار نهفته مى‏داند، امّا خود اين مطرح كردن، گامى به اجابت نزديك‏تر است. امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «خداوند مى‏داند آن‏چه را كه بنده‏اش هنگام دعا مى‏خواهد، ولى دوست دارد كه نيازها را به درگاه الهى عرضه كند. پس هرگاه دعا مى‏كنى، حاجت‏هايت را يك به يك نام ببر».13
6. اصرار و الحاح و خسته نشدن و پيوسته خواستن، چرا كه وقتى درى را بسيار بكوبيد كسى پيدا مى‏شود كه در را باز كند. اصرار در دعا، مايه گشوده شدن در رحمت و اجابت الهى است.
7. همت بلند داشتن و حاجت‏هاى مهم خواستن، ادب و آداب ديگرى در دعاست. خواسته‏ها هر چه متعالى‏تر، با ارزش‏تر، فراگيرتر باشد، بهتر است. حال كه دعا مى‏كنى، تنها براى خودت مخواه، براى ديگران هم بطلب. خواسته‏هايت تنها مادى و رفع مشكلات معيشتى نباشد، خواسته‏هاى معنوى هم داشته باش. تنها براى دنيا مخواه و قلمرو آخرت را هم در دعايت بگنجان.
وقتى مى‏توان از خدا آخرت را هم خواست، چرا دنيا بخواهيم؟ قرآن كريم مى‏فرمايد: آنان كه از خدا فقط دنيا مى‏خواهند، در آخرت نصيبى ندارند، اما بعضى هم نيكى دنيا و هم نيكى آخرت و نجات از دوزخ مى‏خواهند: «ربنا اتنا فى الدنيا حسنه، و فى‏الاخره حسنه وقنا عذاب النّار».14
در دعا هم خوب است از پيشوايان مكتب بهره جوييم و ادب دعا كردن و خواسته‏هاى متعالى داشتن را از آنان بياموزيم. دنياى وسيع و غنى «خواسته‏هاى متعالى» در دعاهاى معصومين، دنياى زيبا و بى‏پايان است. تنها كافى است به دعاى امام سجاد عليه‏السلام با عنوان دعاى «مكارم الاخلاق»15 نظر بيفكنيم، تا با گوشه‏اى از نيازهاى والا و خواسته‏هاى متعالى از زبان آن امام، كه «زيباترين روح پرستاره» است، آشنا شويم.
«الهى... در هندسه وجود، توحيد را نقطه پرگارمان ساز، دايره تلاشمان را بر محور نقطه ايمان قرار بده، خط زندگى را امتدادى از نقطه‏هاى نياز بساز، زاويه ديدمان را باز كن تا چشم بگشاييم، امّا به چهره حقيقت، و گوش سپاريم، اما به آهنگ معنويت».16
«آمين».

پى‏نوشت‏

1.برگ و بار، ص 25.
2.دعاى كميل.
3.علق (96) آيه 6.
4.فاطر (35) آيه 15.
5.علامه مجلسى، بحار الانوار، ج 93 ص 313.
6.ابن فهد حلّى، عدة الداعى، ص 139.
7.جواد محدثى، الهى نامه، ص 26.
8.علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 97 ص 296.
9.همان، ج 70 ص 354.
10.برگ وبار، ص 286.
11.دعاى كميل.
12.كلينى، كافى، ج 2 ص 525.
13.وسائل الشيعه، ج 4 ص 191.
14.بقره (2) آيات 200 و 201.
15.صحيفه سجّاديه، دعاى 20، نيز در اواخر مفاتيح الجنان، دعاى مكارم الاخلاق.
16.الهى نامه، ص 70.

تعداد مراجعه   1050   بار
   
مطلب فوق را چگونه ارزیابی می کنید؟    عالی خوب   متوسط